به سرم زده حالتو امشب خوب کنم
تا صدام بزنی و بگی من خوب شدم
به سرم زده حالتو امشب جور کنم
تو رو از غم عالم و ادم دور کنم
ما را در سایت یه وقتایی مثه قبل نیستی ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 43
پ ن ۱: تماما عقاید شخصی هست ...پ ن: جزو زندگی روزمره من هست و کلا چیز خاصی شاید دستگیر کسی نشه پ ن : آدمی مذهبی با روحیات معنوی به هیچ عنوان نیستم ، تمام چیزایی هست که ممکنه یک لحظه حسش کرده ام یه عنوان داریم به اسم طلبیدن؟!هنوز من درکش نکردم ....اصلا نمیفهمم ، چون معتقدم اراده کن و هر جا میخای برو و هر کاری میخای بکن ، از نظر من طلبیدن رو ماها زمانی میگیم که نخایم یه کاری رو سفت و سخت بکنیم ....داستان :سلام رضا ، خوبی دادا؟جات اینجا خالی هست ...صحن اسماعیل طلا هستم و یادتم سکانس دو : مامان:رضا کی بودش؟محسن بودش چی میگفت : میگف اینجا جات حالیه مامان : چرا را نمیشی و بروی مامان من پنجشنبه تهرانم و کلاس دارم و نمیرسم که بخام برم ...مامان : نه راشو و برو ، یکم حال و هوات عوض میشه ...مامان نمیشه ، با چی برم ، بزار یه بار دیگه میرم مامان : نه الان برو ، بعد کلاست مستقیم برو مشهد ساعت یک نصفه شب و بلیط گرفتن برا پنجشنبه ساعت ۶ عصر از تهران به مشهد ...ساعت ۹ شب و فرودگاه مشهد ....محسن میاد به استقبال ...حاجی طلبیدت ....هنوز باورم نمیشه که اومدی من به حالت عادی لبخند به لب و سلام و احوال پرسی میریم هتل و بعدش زیارت ....داستان اصلی :وقتی وارد حرم میشم فارغ از هر اندیشه ای که مذهبی هستم یا نه چجوری فک میکنم حالم یه جوری میشه ....بعد چند دقیقه سلام و احوال پرسی باهاش ( امام رضا) یه عکس میگیرم یه وقتایی مثه قبل نیستی !...ما را در سایت یه وقتایی مثه قبل نیستی ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 55
خیلی مدت پیش بود که کتاب غیر تخصصی کار خودم رو خونده بودم ...به پیشنهاد چند نفر شروع به خوندن ملت عشق کردم ...به جرات میتونم بگم که با خوندنش آدم لذت میبره و عشق میکنه...آخرین کتاب این تیپی که خونده بودم کتاب کیمیاگر بودش ...کتابی بود که میشه گفت درون مایه هر دو یکی هست و اونم رسیدن به خدا و چشمه ناب ...کتاب یه جوری هست که وقتی داری میخونی یه جورایی به زندگی خود آدم هم ربط پیدا میکنه و تو رو به دنبال خودش میکشه و غرق لحظه به لحظه خوش میکنه ...به یه آهنگ آرامش بخش از جنس ملت عشق دعوتتون میکنم ... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> یه وقتایی مثه قبل نیستی !...ما را در سایت یه وقتایی مثه قبل نیستی ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 30
ما را در سایت یه وقتایی مثه قبل نیستی ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 45
دقیقا یه 24 ساعتی بود که اصلا خواب نکرده بودم ....از صبح روز قبل تا شب سرکار بودم و بعدش هم صله رحم از اقوام ...بعد از اینکه مهمونی تموم شدش اومدم مثلا که بخااابم اما اصلا خواب به چشمام نمیومد و هزاران فکر تو ذهنم مرور میشد ...ساعت نزدیکای 6 صبح به صدا در اومد و دقیقا باید دوباره روز جدید رو شروع میکردم ....اما لعنتی دقیقا همون موقع خیلی احساس خواب میکردم اما دیگه موقع خواب برا من نبود .... یه وقتایی مثه قبل نیستی !...ما را در سایت یه وقتایی مثه قبل نیستی ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86